از دوری تو غمین و نالان هستیم
وز کردۀ خود کمی پشیمان هستیم
اصلیت ما را تو اگر می پرسی
از کوفه ولی مقیم تهران هستیم!
از جور زمانه ما شکایت داریم
اندازۀ کوه و صخره حاجت داریم
ما مشکلمان گرانی و بیکاریست
آقا به نبودنت که عادت داریم…
صد موعظه کن ولی ز تسلیم نگو...
از خمس و زکات و ضرب و تقسیم نگو
آقا تو بیا ولی فقط با یک شرط…
از آنچه که ما دوست نداریم نگو!
امام حسین ع:
مردم بنده دنیایند تا انجایی دین را می پذیرند که به زندگی شان لطمه ای وارد نشود.
در این صورت همه به دین پشت می کنند واز ان روی بر می گردانند.
لعن الله عمرثم ابابکروعمرثم عثمان وعمرثم عمرثم عمرثم عمر
بسم الله الرحمن الرحیم
صلی الله علیک یاصاحب الزمان(عج)
اعیادشعبانیه مبارک

تا تو بيايي «باز باران با ترانه...»
باراني از دلواپسي چشم انتظارت
داسي بياور، دستهايم را درو کن!
دست و دلم مانند گندم بي قرارت
عيدت مبارک! زود برگرد اي مسافر!
امضا: يکي مثل هميشه دوستدارت!!!!
حضرت صادق (ع ) فرمود: خداى تبارك و تعالى ميداند كه بنده اش چه ميخواهد هرگاه بدرگاهش دعا كند، ليكن دوست دارد كه حاجتها بدرگاهش شرح داده شود پس هرگاه دعا كردى حاجتت را نام ببر.
و در حديث ديگرى گويد: كه فرمود: خداى عزوجل حاجت تو را مى داند و نيز داند كه تو چه خواهى ولى دوست دارد كه حاجتهاى (خود را) بدرگاه او شرح دهى .کافی .جلد4 ص 255
اللهم عجل لولیک الفرج
شب رفت وصبوح آمدغم رفت وفتوح آمد
خورشیددرخشان شد تابادچنین بادا!
عیدآمدوعیدآمدیاری که رمیدآمد
عیدانه فراوان شدتابادچنین بادا!
آه از آن ساعت كه اتش در گرفت...
شهادت حضرت زهرا ( س ) واقعيتى انكارناپذيردرمنابع اهل تسنن
-صحيح بخارى - معتبرترين كتاب ، پس از قرآن در نزد اهل سنت - طليعه اين مصيبت را از قول ابن عباس در ضمن حديثى چنين توصيف مىكند:متن حديث ( ابن عباس گفت : چون بيمارى رسول خدا ( ص ) شديد گرديد ، فرمود : چيزى بياوريد تا بر آن براى شما نوشتهاى بنويسم كه بعد از آن گمراه نشويد . عمر گفت : بر پيامبر ( ص ) بيمارى چيره گرديده (این مردهذیان می گوید!!!)، كتاب خدا در دست ماست ما را بس است !!!!، پس اختلاف كردند وجنجال بالا گرفت . پيامبر ( ص ) فرمود : از نزد من بر خيزيد درگيرى در حضور من سزاوار نيست .
پس ابن عباس بيرون رفت ومى گفت : مصيبت ، تمام مصيبت آنگاه رخ داد كه بين پيامبر (ص ) ونوشتارش حائل گرديدند .
صحيح بخارى ، ج 1 ، ص 120 ، كتاب العلم ، باب 82 كتابة العلم ، حديث 112. و ج 3 ، ص 318 ، كتاب المغازى ، باب 199 مرض النّبيّ ( ص ) و وفاته ، حديث 872. و ج 4 ، ص 225 ، كتاب المرض و الطب ، باب 357 قول المريض قوموا عنّى ، حديث 574. و ص774 ، كتاب الاعتصام ، باب 1191 كراهية الخلاف ، حديث 2169 ودر صحيح مسلم ، ج 3 ، ص 455 ، كتاب الوصيّه باب 5 الوقف ح 22 .
آری ازهمین جابودکه حرمت پیامبرخداوامین وحی راشکستندوآن مقدمه ای برای سقیفه وغصب خلافت امیرالمومنین (ع)ساختند،هنوزجسم مطهرپیامبر(ص)رابخاک نسپرده بودند،وکه سفارش اودرغدیررافراموش کردندمجمعی درمحل سقیفه بپاکردندوبرای ابوبکربه اجباربیعت جمع کردند!!!به مدت سه روزطبق فرمایش پیامبر(ص)امیرالمومنین(ع) درصددجمع آوری قرآن برآمدندوقرآن مکتوب بدست مبارک قرآن ناطق جمع وعرضه شد.
- پس ازاین جسارت عمریاوه ای دیگرگفت:به خدا قسم خانه را با شما آتش مىزنم !. اين ماجرا در منابع فراوانى از اهل سنت آمده كه فقط به چند نمونه آن اشاره مىشود . الف : ابو بكر عبداللَّه بن محمد بن ابى شيبه ، شيخ و استاد بخارى ، در كتاب المصف ، مىگويد : « آنگاه كه بعد از رسولخدا ( ص ) براى ابوبكر بيعت مىگرفتند . على ( ع ) وزبير براى مشورت در اين امر نزد فاطمه ( س ) دختر پيامبر ( ص ) رفت وشد مىكردند . عمر بن خطاب با خبر گرديد وبنزد فاطمه ( س ) آمد وگفت : اى دختر رسول خدا ( ص ) ! به خدا در نزد ما كسى از پدرت محبوبتر نيست وپس از او محبوبترين تويى ! ! وبه خدا قسم اين امر مرا مانع نمىشود كه اگر آنان نزد تو جمع شوند ، دستور دهم كه خانه را با آنها به آتش كشند . اسلم گفت : چون عمر از نزد فاطمه ( س ) بيرون شد ، على ( ع ) و . .به خانه بر گشتند . پس فاطمه ( س ) گفت : مىدانيد كه عمر نزد من آمد ، وبه خدا قسم ياد كرده اگر شما ( بدون اينكه با ابوبكر بيعت كنيد ) به خانه برگرديد خانه را با شما آتش مىزند ؟ وبه خدا قسم كه او به سوگندش عمل خواهد كرد » كتاب المصنف ، ج 7 ، ص 432 ، حديث 37045 ، كتاب الفتن . ب : همين مضمون را سيوطى در مسند فاطمه ، آورده است . سيوطى ، مسند فاطمه ، ص 36. ج : ابن عبدالبر ، در الاستيعاب ، نيز اين داستان را نقل كرده است . ابن عبدالبر ، الاستيعاب ، ج 3 ، ص 975. بلاذرى مىگويد : « ابوبكر به على ( ع ) پيام فرستاد تا با وى بيعت كند امّا على نپذيرفت . پس عمر با مشعلى آمد ، فاطمه ( س ) نا گاه عمر را با مشعل در خانهاش يافت ، پس فرمود : يابن الخطّاب ! آيا من نظاره گر باشم وحال آنكه تو در خانهام را بر من به آتش مىكشى ؟ ! عمر گفت : بلى . » بلاذرى ، انساب الاشراف ، ج 1 ، ص 586 . وابوالفداء نيز مىگويد : « سپس ابوبكر عمر بن خطاب را به سوى على وآنانكه با او بودند فرستاد تا آنان را از خانه فاطمه ( س ) بيرون كند . وگفت : اگر از دستور تو سر باز زدند با آنان بجنگ .ابوالفداء ، تاريخ ابى الفداء ج 1 ص 156 . دار المعرفة ، بيروت . عالم بزرگ سنى شافعي جويني - استاد جمعى از علماى اهل سنت مثل ذهبی ازپيامبر اكرم ( ص ) نقل مىكند كه فرمود : « چون به دخترم فاطمه مىنگرم بياد مىآورم آنچه را كه بعد از من بر سر او خواهد آمد و حال آنكه در خانهاش ذلّت وارد گرديده ، از وى هتك حرمت شده ، حقش غضب ، و ارثش منع شده ، پهلويش شكسته و جنينش سقط گرديده و او فرياد برمىآورد « يا محمداه » . . . . پس او اولين كسى از اهلبيتم مىباشد كه به من ملحق مىگردد ، پس بر من وارد مىشود ، محزون ، مكروب ، مغموم ، مقتول . . . » فرائد السمطين ، ج 2 ، ص34 ، 35 طبع بيروت.
هنگامى با مشعل آتش براى تسليت دختر پيامبر اكرم ( ص ) آمدند كه وى « به محسن » باردار بود و تهاجم به خانه و . . . موجب قتل محسن طفلى كه هنوز پابه دنيا ننهاده بود گرديد . چنانكه ابن ابى دارم - آنكه ذهبى وى را الامام الحافظ الفاضل خوانده جمله:عمر لگدى بر حضرت زهرا ( س ) زد تا محسن سقط گرديد » . را مورد تقرير و تأييد قرار داده ، تا مورد نكوهش گروهى قرار گرفت . سير اعلام النبلاء ، ج 15 ، ص 578. این اعمال موجب شهادت آن حضرت شد،حضرت موسى بن جعفر ( ع ) فرمود : « إنّ فاطمة ( س ) صديقة شهيدة » اصول كافي ، ج 1 ، ص 381 ، ح 2 . وچون بانیان این شهادت ابوبکروعمربودند،فاروق اعظم –امیرالمومنین- علی (ع)به سفارش خودحضرت زهرا(س)که ازآن دوخشمگین بودندآنهاراازمراسم تدفین آگاه نساخت.بخارى مى گويد : چون فاطمه وفات كرد شوهرش علي ( ع ) وى را شبانه به خاك سپرد وابوبكر را خبر نكرد وخود بر او نماز گزارد . صحيح بخارى ، ج 3 ، ص 253 ، كتاب المغازى ، باب 155 غزوة خيبر ، حديث 704. مسلم وابن ابى شيبه استادبخاری هم همين جريان را نقل كرده اند وابن ابى شيبه استادبخاری قبل از اوفاجعه تهدیدآتش رانقل کرده اند.بخارى با نقل بيعت نكردن على ( ع ) با ابوبكر از به آتش كشيدن بيت نبوّت خبر مىدهد . زيرا در نقل ابن ابى شيبه گفتیم كه عمر قسم ياد كرد اگر بيعت نكنند دستور مىدهم تا خانه را با اهلش آتش زنند .. وبخارى آورده است : « فاطمه ( س ) بر ابوبكر غضب نمود پس با وى قهر كرد پس با او سخنى نگفت تا وفات نمود وبعد از پيغمبر ( ص ) شش ماه زندگى كرد . . . ( و على ( ع ) ) در اين ماههابيعت نكرد . صحيح بخارى ، ج 3 ، ص 253 ، كتاب المغازى ، باب 155 غزوة خيبر ، حديث 704. پس بنا بر اين چنانكه بلاذرى در انساب الاشراف مىگويد : عمر به مقتضاى قسمش عمل كرد وبيت اهل البيت را به آتش كشيد !!!
ومادرخوبی هاوتنهایادگاررسول ا...(ص)رااندکی بعدازپدرش بشهادت رساندندوحرمت خانه ی وحی رادرهم شکستند.
امام باقر(ع) به حنان بن سدیر درباره ی آن دو (عمر و ابوبکر) فرمودند:همانا آن دو در حق ما ظلم کردند و ما را از سرمایه هایمان محروم نمودند و آن دو اول کسانی بودند که بر امور ما مسلط شدند و با شکست حرمت ما شکاف و شکستی در دین ایجاد کردند که تا قیام مهدی ما و تا هنگامی که سخنگوی ما سخن گوید بنا و جبران نمی شود... به خدا قسم هیچ مصیبت و اتقاقی علیه ما اهل بیت برپا نگشت مگر اینکه اول ِ آن، توسط آن دو پی ریزی و بنیان شد. پس بر آن دو نفرین خدا و ملائکه و همه ی مردم باد. کافی ج8/ ص245/ح340
اثبات غصب فدک درمنابع اهل تسنن
فدک باغی درنزدیکی خیبربودکه رسول خدا(ص) بعد از آنكه از فتح خيبر بازگشت خداوند وحشت را در قلوب اهل فدك كه از يهوديان سرسخت بودند، افكند، آنها كسى را خدمت رسول خدا(ص) فرستادند، و با او صلح كردند، در برابر اينكه نيمى از «فدك» را به آن حضرت(ص) واگذار كنند، پيامبر(ص) از آنها پذيرفت و اين صلح را امضاء فرمود..
به اين ترتيب «فدك (طبق قرآن مجيدکه اگر چيزى به دست مسلمين بدون جنگ بيفتد منحصراً حق پيامبر(ص) است، و به صورت غنائم جنگى تقسيم نمى شود) در اختيارپیامبر(ص)قرارگرفت و درآمد آن در مورد واماندگان در راه و مانند آنهامصرف میشد .
اين سخن را «ياقوت حموى» در «معجم البلدان» و «ابن منظور اندلسى» در «لسان العرب»وتاریخ طبری وکامل ابن اثیر آورده اند..
اين را نيز بسيارى از مورخان نوشتهاند كه پيامبر(ص) در حيات خود فدك» را به بانوى اسلام فاطمه زهرا(س) بخشيد
گواه روشن اين واگذارى اينكه بسيارى از مفسران از جمله مفسر معروف جلال الدين سيوطى از علماى معروف اهل سنت تفسير «در المنثور» در ذيل آيه (16 سوره اسراء) «و آت ذالقربى حقه» (حق نزديكان را به آنها بده) »ابوسعیدخدری نقل كرده، می گوید: چون اين آيه نازل شد رسول خدا(ص) فاطمه را طلبيد و فدك را به او بخشيد، عبارت حديث چنين است:
هنگام نزول این آیه كه: «اى پيامبر حق خويشاوندان نزديك خود را بده، رسول خدا(ص) به فاطمه(س) فدك را بخشيد.
شاهد زنده ديگر بر اين مدعا گفتار اميرمؤمنان على(ع) در نهج البلاغه است كه مى فرمايد:
آرى تنها از آنچه آسمان بر آن سايه افكنده، فدك در دست ما بود، ولى گروهى بر آن بخل ورزيدند، در حالى كه گروه ديگرى سخاوتمندانه از آن چشم پوشيدند، و بهترين قاضى و داور خدا است.
اين به خوبى نشان مىدهد كه در عصر پيامبر(ص) «فدك» در اختيار امير مؤمنان على(ع) و فاطمه زهرا(س) بود، ولى بعداًحق آنهاغصب شد.مسلماً اين چشم پوشى با رضايت خاطر صورت نگرفت، چرا كه در اين صورت خدا به داورى طلبيدن و «نعم الحكم ا...» گفتن معنى ندارد
از علماى بزرگ شيعه نيز گروه عظيمى روايات مربوط به اين قسمت را در كتب معتبر خود آوردهاند مانند:
مرحوم «كلينى» در «كافى»، و مرحوم «صدوق»، و مرحوم «محمد بن مسعود عياشى» در تفسير خود و «على بن عيسى اربلى» در «كشف الغمة» و گروه عظيمى ديگر در كتب تفسير و تاريخ و حديث..
یکی از اقدامات ابوبکر - بعد از رسیدن به خلافت –طی یک جریان سیاسی گرفتن فدک از حضرت زهرا(س) بود که ظلم بر ساحت مقدس حضرت زهرا(س) بود. ممکن است خلیفه از گرفتن فدک اهداف متعددی داشته است؛ ولی یکی از اهداف عمده ، هدف سیاسی و حکومتی بوده است ؛ زیرا ابوبکر میدانست اگر فدک در اختیار علی(ع) و فاطمه زهرا(س) قرار گیرد، آنان میتوانند با بهرهگیری از فدک به عنوان بنیه مهمّ اقتصادی، با خلیفه مبارزه نموده و خلافت را به علی(ع) برگردانند.
از سوی دیگر اگر حقانیت فاطمه زهرا(س) در خصوص مالکیت فدک اثبات شود، ادعای فاطمه(س) مبنی بر این که ولایت، حق امام علی(ع) است نیز اثبات میشود:
طبیعی است اثبات ولایت علی(ع) برای خلیفه پیامدهای منفی در پی داشت.
1.معجم البلدان ماده فدک
«فدك» نوشته علامه سيد محمد حسن قزوينى حائرى.2
سوره حشر 59 . 3
«4.در المنثور» جلد 4 ص 177 اين حديث را عدهاى از روات اهل سنت مانند (بزار) و (ابويعلى) و (ابن مردويه و (ابن ابى حاتم) از ابوسعيد خدرى نقل كرده، (به كتاب (ميزان الاعتدال «جلد 2 ص 288 و «كنز العمال» جلد 2 ص 158 مراجعه شود)
5.نهج البلاغة نامه 45 نامه معروف عثمان به حنيف 6.فروغ ابدیت.
مقام فاطمه (س) در تفاسیر اهل سنت
در این مورد به سخنان سه مفسّر بزرگ؛ یعنی زمخشری در تفسیركشّاف و فخر رازی در تفسیر كبیر و طبری در تفسیر جامع البیان فی تأویل القرآن بسنده می کنیم.
مطالبی را كه این مفسّران با استفاده از آیات قرآنی درباره فاطمه زهراعلیها السلام و اهل بیت علیهم السلام متذكّر شده اند، می توان در قالب چند عنوان نقل كرد:
1. فاطمه علیها السلام، محور اهل بیت علیهم السلام
2. فاطمه علیها السلام، مظهر طهارت و عصمت
3. فاطمه علیها السلام، مظهرایثار
4. فاطمه علیها السلام، كوثر اعطا شده به پیامبر
عموم مفسّران در ذیل آیه «مباهله»(1) مطالبی نقل كرده اند كه محوریّت فاطمه زهراعلیها السلام را نشان می دهد. طبری، رازی و زمخشری، هرسه در تفاسیر خود نقل كرده اند: وقتی پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم دلایل خود را در مورد قصّه عیسی علیه السلام بیان داشت و نصارای نجران نپذیرفتند پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم فرمود: خداوند به من دستور داده كه اگر حجّت و دلیل را نپذیرفتید، با شما مباهله (2) كنم.»
ایشان در موعد مقرّر با عبایی مشكی آمدند؛ در حالی كه حسین علیه السلام را در بغل داشتند و دست حسن علیه السلام را گرفته بودند. حضرت فاطمه علیها السلام در پشت سر پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم و حضرت علی علیه السلام نیز پشت سر فاطمه علیها السلام بودند. پیامبر به اهل بیت علیهم السلام فرمود: هرگاه كه من دعا كردم، شما آمین بگویید. در این حال، اسقف نجران خطاب به مسیحیان گفت:
«من چهره هایی را می بینم كه اگر از خدا بخواهند كوهی را از جایش بكند، چنین خواهد شد، پس مباهله نكنید كه هلاك خواهید شد و بر روی زمین تا روز قیامت نصرانی باقی نخواهد ماند.»
نصارای نجران از مباهله دست برداشتند و با پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم وارد مذاكرات صلح شدند و شرایط حكومت اسلامی را پذیرفتند.
زمخشری در ذیل آیه (مودت)«قل لا اسئلكم علیه اجراً الاّ المودّة فی القربی»(3)، این روایت را نقل كرده است:
بعد از نزول این آیه، گفته شد: ای رسول خدا! چه كسانی قربای تو هستند كه ما موظّف به محبّت و مودّت آنان شده ایم؟
حضرت فرمود: «علیّ و فاطمة و ابناهما.»(4)
فخر رازی در معرّفی مصداق این آیه و اهل بیت علیهم السلام چنین گفته است:
«آل پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم كسانی اند كه امر آنان به پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم برگشت می كند و هركس كه مآل كارش به پیامبر شدیدتر و كامل تر باشد، «آل» محسوب می شود. شكّی نیست كه فاطمه، علی، حسن و حسین شدیدترین تعلّق و وابستگی را نسبت به پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم داشته اند، پس آنان آل پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم هستند.»(5)اوادامه می دهد:
شكّی نیست كه پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم حضرت فاطمه علیها السلام را دوست می داشت و فرمود: «فاطمة بضعة منّی یؤذینی ما یؤذیها».ونقل متواتر، دلالت می كند كه حضرت رسول صلی الله علیه وآله وسلم، علی و حسن و حسین علیهم السلام را دوست می داشت، وقتی این مطلب ثابت شد بر امّت اسلامی واجب است اینهارادوست بدارند.
_فخر رازی در تفسیرکبیرمی گوید:
دعا برای آل پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم منصب بزرگی است و از این رو در پایان تشهّدِ نماز، برای آل پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم دعا قرار داده شده است: «اللهمّ صلّ علی محمّد و علی آل محمّد وارحم محمّداً و آل محمّد.» و این تعظیم و بزرگداشت در حقّ هیچ كس غیر از آل پیامبر یافت نمی شود. همه اینها دلالت می كند كه «محبت آل محمّد» واجب است.(6)
_درموردآیه ی (مودت) زمخشری در تفسیر خود، پس از آنكه اثبات می كند مراد از «قربی» و «آل»، حضرت فاطمه علیها السلام و همسر و فرزندانش هستند،ازرسول خداصلی الله علیه وآله وسلم این حدیث رانقل می کند:
من مات علی حبّ آل محمّد مات شهیداً....(تاآخرحدیث)(7)
_در مورد آیه (تطهیر)(8)جمهور مفسّران سنّی و شیعه و علمای فریقین عقیده دارند كه آیه تطهیر اختصاص به آل عبا دارد. زمخشری در كشّاف از عایشه و رازی در تفسیر كبیرآن را نقل كرده اند(9)، واژه «آل عبا»، یا «كساء» نیز از روایات گرفته شده است و مراد از آن، فاطمه زهرا، پدرش، همسرش و دو فرزندش حسن و حسین علیهم السلام هستند.
طبری درجلد10تفسیرش شانزده حدیث در ذیل آیه، ذكر می كند كه دلالت بر همین معنا دارند. در برخی از آنها تصریح شده كه همسران پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم از جمله آنان نیستند.
_در سبب نزول سوره «كوثر» فخررازی چنین نقل كرده است:
«ابن عبّاس، مقاتل، كلبی و عامّه اهل تفسیر گفته اند كه عاص بن وائل همواره می گفت: انّ محمّداً ابتر..(.10)
سدی می گوید: خداوند (در این سوره) بیان كرده است كه دشمنان پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم ابتر و بی دنباله اند. ما كه می بینیم نسل این كفّار منقطع شده است؛ ولی نسل پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم (سادات)هر روز، رو به ازدیاد و رشد است و این چنین خواهد بود تا روز قیامت.(11)
رازی توضیح می دهدکه نسل پیامبر(ص)درطول زمان جاری است باوجودآنکه آنقدرازاهل بیت راشهیدکردند.(12)
_در مورد فاطمه زهراعلیها السلام و اهل بیت پیامبرعلیهم السلام چه می توان گفت؛ جز آنچه آلوسی، این مفسّر شهیرِ اهل سنّت، در تفسیر خود گفته است:
چه می توان گفت جز آنكه: علی، مولای مؤمنان و وصیّ پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم است. و فاطمه، پاره تن احمد و جزء محمّدی است. و حسن و حسین، روح و ریحان و سیّد جوانان اهل بهشتند.
1. آل عمران / 61 مباهله از ریشه «بهلة» و به معنای لعن و نفرین كردن است (ر.ك: تفسیر كشّاف، ذیل آیه).
2. تفسیر رازی، ج 8، ص 85، ذیل آیه مباهله.3. شوری / 23.
4. تفسیر كشّاف، ج 4، ص 219 و 220، ذیل آیه.
5. تفسیر كبیر، ج 27، ص 166، ذیل آیه مودّت. 6. تفسیر كبیر، ج 27، ص 166.
7. تفسیر كشّاف، ج 4، ص 220 و 221.8. احزاب / 33.
9. این مطالب را زمخشری در كشّاف، ج 1، ص 367، رازی در تفسیر كبیر، ج 8، ص 85 و طبری در جامع البیان،ج 3،ص 297-299ذیل آیه مباهله آورده اند.
10 ،11. تفسیر كبیر، ج 32، ص 132 و 13312. همان، ص 124.
ابلیس ازغدیرتاسقیفه
پيامبر صلى اللَّه عليه و آله به من خبر داد كه ابليس و رؤساى اصحابش هنگام منصوب كردن اميرالمؤمنين به امر خداوند در روز غديرخم حاضر بودند.
آن حضرت به مردم خبر داد كه من نسبت به آنان از خودشان صاحب اختيارترم، و به ايشان دستور داد كه حاضران به غايبان برسانند.
(در آن روز) شياطين و مريدان از اصحاب ابليس رو به او كردند و گفتند: «اين امت، مورد رحمت قرار گرفته و حفظ شدهاند، و ديگر تو و ما را بر اينان راهى نيست. چرا كه پناه و امام بعد از پيامبرشان به آنان شناسانده شد». ابليس غمگين و محزون رفت.
اميرالمؤمنين عليهالسلام فرمود: بعد از آن پيامبر صلى اللَّه عليه و آله به من خبر داد و فرمود: مردم در سقيفهى بنىساعده با ابوبكر بيعت مىكنند بعد از آنكه با حق ما و دليل ما استدلال كنند. سپس به مسجد مىآيند و اولين كسى كه بر منبر من با او بيعت خواهد كرد ابليس است كه به صورت پيرمرد سالخوردهى پيشانى پينه بسته چنين و چنان خواهد گفت.
سپس خارج مىشود و اصحاب و شياطين و ابليسهايش را جمع مىكند. آنان به سجده مىافتند و مىگويند: «اى آقاى ما، اى بزرگ ما، تو بودى كه آدم را از بهشت بيرون كردى»! (ابليس) مىگويد: «كدام امت پس از پيامبرشان گمراه نشدند؟ هرگز! گمان كردهايد كه من بر اينان سلطه و راهى ندارم؟ كار مرا چگونه ديديد هنگامى كه آنچه خداوند و پيامبرش دربارهى اطاعت او دستور داده بودند ترك كردند». و اين همان قول خداوند تعالى است كه «ابليس گمان خود را به آنان درست نشان داد و آنان به جز گروهى از مؤمنين او را متابعت كردند».سورهى سبا: آيه ى 20. پایگاه مرکزجهانی اطلاع رسانی آل البیت
احادیث درلعن خلفاودشمنان ائمه
--> امام رضا عليه السلام فرمودند: کمال و نهايت دين در ولايت ما و برائت از دشمنان ماست.
(بحارالانوار ج27ص58)
-->امام صادق عليه السلام فرمودند: دروغ ميگويد کسي که گمان مي کند دوستدار ماست اما از دشمنان ما برائت نمي جويد.
(بحارالانوار ج27ص57)
-->امام صادق عليه السلام فرمودند: هر کس در کفر دشمنان ما (اهل بيت عليهم السلام) و کساني که به ما ظلم کرده اند شک کند او خود کافر است.
(بحارالانوار ج2 ص337)
--> امام صادق عليه السلام فرمودند: كسي كه نفهمد و نشناسد آنچه را كه بر ما وارد شد و از ظلمي كه بر ما روا شد و حقي كه از دست ما رفت و... پس او شريك با ظالمين است.
(عقاب الاعمال صدوق: باب عقاب ناصب، حديث 6 ـ بحارالانوار: ج 8، ص 336 و ج 27، ص 55، حديث 11.)
-->اميرالمؤمنين(عليهالسلام) فرمودند: والله اگر اين امت روي خاك بايستند با پاي برهنه در حالي كه بر سر خود خاكستر ريخته باشند و گريه و زاري كنند و بر كساني كه آنها را گمراه كردهاند و راه خدا را بستهاند و مردم را به سوي جهنم خواندهاند؛ لعنت كنند باز اين امت در لعن و بيزاري كم كاري كردهاند.
(بحار الانوار ج30 ص 126)
--> در روايت آمده است: مرد خياطي دو پيراهن نزد امام صادق(عليهالسلام) آورد و عرض كرد: من هنگام دوختن يكي از اين دو پيراهن صلوات بر محمد و آل محمد ميفرستادم و هنگام دوختن ديگري لعن بر دشمنان محمد و آل محمد(صلي الله عليه و آله) ميفرستادم. شما كداميك را اختيار مينماييد؟ امام صادق(عليهالسلام) پيراهني را كه با ذكر لعن دوخته شده بود انتخاب نمودند و فرمودند: من اين پيراهن را بيشتر دوست دارم.
(امارة الولاية: ص 51 ـ و تعليقه شفاء الصدور: ج 2، ص 48)
-->شيخ ابوالحسن مرندي از شيخ حر عاملي صاحب وسائل شيعه(رحمةاللهعليهما) نقل ميكند: اميرالمؤمنين(عليهالسلام) در حال طواف كعبه بود مردي پرده خانه كعبه را گرفته و صلوات بر محمد و آل محمد(صلي الله عليه و آله) ميفرستاد، حضرت بر او سلام نمود. بار دوم حضرت او را ديدند ولي سلام نكردند. آن مرد عرض كرد يا اميرالمؤمنين! چرا اين بار به من سلام ننموديد؟ حضرت فرمود: نخواستم تو را از ذكر لعن كه اين بار ميگفتي باز دارم. چرا كه لعن از صلوات بر محمد و آل محمد(صلي الله عليه و آله) بالاتر است.
(مجمع النورين و ملتقي البحرين: ص 208.)
-->نبي اكرم(صلي الله عليه و آله) به اصحابش فرمودند: اي بنده خدا دوست بدار به خاطر خدا و دشمن بدار به خاطر خدا و دوست بگير به خاطر خدا و دشمن بگير به خاطر خدا؛ پس به درستي كه به ولايت خدا به كسي نميرسد مگر از اين راه و كسي طعم ايمان را نميچشد اگر چه نماز و روزه زياد به جا آورد مگر از راه تولي و تبري و امروز بيشترين دوستيها و دشمني هاي مردم به خاطر دنياست و اين دوستي و دشمني دنيايي ذرهاي پيش خداوند تعالي ارزش ندارد.
راوي عرض كرد: چگونه بدانم دوستي و دشمني من به خاطر خداست؛ دوست خدا كيست تا او را دوست بدارم و دشمن خدا كيست تا او را دشمن بدارم؟ پيامبر اكرم(صلي الله عليه و آله) به سوي مولاي ما اميرالمؤمنين علي بن ابيطالب (عليهالسلام) اشاره فرمودند و فرمودند آيا علي را ميبيني؟ راوي گفت: بله.
پس فرمودند: دوست بدار دوست علي(عليه السلام) را چون دوست علي(عليهالسلام) ولي الله است و دشمن بدار دشمن علي(عليهالسلام) را چرا كه دشمن علي(عليهالسلام) عدوالله است .
سپس در ادامه فرمودند:
دوست بدار دوست مولا علي را هر چند آنكه قاتل پدر و فرزندان تو باشد و دشمن بدار دشمن مولا علي را هر چند او پدر و فرزندانت باشند.
(علل الشرايع: ج 1، باب 119)
--> ابوحمزه ثمالي نقل مي کند که امام سجاد عليه السلام فرمودند: هر که جبت و طاغوت را هر روز يک مرتبه لعن کند خداي تعالي هفتاد هزار هزار (هفتاد مليون) حسنه براي او بنويسد وهفتاد هزار هزار گناه از او محو کند و هفتاد هزار هزار درجه او را رفعت بخشد و هر که در شب يک مرتبه آن دو (جبت و طاغوت) را لعن کند همين ثواب در نامه عملش نوشته شود.
ابوحمزه گويد: بعد از شهادت امام سجاد عليه السلام خدمت مولايم امام باقر عليه السلام شرفياب شدم و عرض کرد: مولاي من! حديثي است که از پدر بزرگوارتان شنيده ام. فرمودند: بگو. و من حديث را براي حضرت خواندم. حضرت فرمودند: بله. اي ثمالي آيا دوست داري که من هم بر آن بيفزايم؟ عرض کردم: آري اي مولاي من. حضرت فرمودند: هر کس که آن دو را يک مرتبه لعن کند در هر صبحگاهان هيچ گناهي براي او نوشته نميشود در آن روز تا اينکه شب هنگام را درک کند و هر کس شب را سپري کند و آن دو را لعن کند براي او گناهي نوشته نميشود در آن شب تا اينکه صبح را درک کند.
ابوحمزه گويد: بعد از شهادت امام باقر عليه السلام خدمت مولايمان امام صادق عليه السلام شرفياب شدم و عرضه داشتم: حديثي است که از پدرتان و جدتان شنيده ام. حضرت فرمودند: بگو آن را اي ابا حمزه. من نيز حديث را براي حضرتش خواندم. حضرت فرمودند: حق است اي اباحمزه و فرمودند: و هزار هزار (يک ميليون) درجه بر او افزوده مي شود. سپس فرمودند: همانا که خدا وسعت دهنده و بخشنده است.
(شفاء الصدور ج2ص378)
--> مـحـمـد بـن مـنـصـور گويد: از عبد صالح (امام موسى بن جعفر عليه السلام ) درباره قـول خـداوند که مي فرمايد: بگو پروردگار من همه كارهاى زشت را، آنچه عيانست و آنچه نهانست را حـرام كـرده. (آيه33سوره اعراف) پـرسـيـدم.
فـرمـود: براى قرآن ظاهرى است و باطنى ، همه آنچه را خدا در قرآن حرام كرده ظاهر قرآن است و باطن آن پيشوايان جورند و همه آنچه را خـداوند در قـرآن حـلال فـرموده ظاهر قرآنست و باطن آن پيشوايان حق (اهل بيت عليهم السلام) هستند.
(اصول كافى جلد 2 صفحه 202 روايت 10)
--> امام صـادق عـليـه السـلام فرمودند كه رسول خدا (ص ) فرموده است : هـرگـاه پـس از مـن اهـل ريـب و بـدعـت را ديديد بيزارى خود را از آنها آشكار كنيد، و بسيار بـه آنـهـا دشـنـام دهـيـد، و دربـاره آنـها بـد گـوئيـد، و آنـهـا را بـا بـرهـان و دليـل خـفـه كـنـيـد كه نتوانند در دل مردم القاء شبهه كنند و نتوانند بفساد در اسلام طمع كـنـنـد، و در نـتـيـجـه مـردم از آنـهـا دورى كـنند و بدعتهاى آنها را ياد نگيرند، و خداوند در بـرابـر ايـن كـار بـراى شما حسنات و درجات بنويسد و درجات شما را در آخرت بالا برد.
(اصول كافى جلد 4 صفحه :83 روايت 4)
--> سليمان اعمش نقل مي كند از امام صادق عليه السلام که ايشان از پدرانشان از اميرالمومنين نقل فرمودند که حضرت فرمودند: رسول خدا صلي الله عليه و اله به من فرمود: ياعلي ! تو امير و مقتداي مومنان و امام پرهيزگاران هستي. يا علي ! تو آقا و سرور اوصيا و به ارث برنده دانش پيامبران، و در جايگاه صديقين بهترين، و در ميان پيشتازان برترين هستي. يا علي ! تو همسر سيده و سرور زنان جهان و جانشين بهترين پيغمبر از پيغمبران خدا هستي. يا علي ! تو مولاي اهل ايمان و حجت خدا بعد از من بر تمام مردمان هستي. کسي که تبعيت کند از تو بهشت از براي اوست و هر کس با تو دشمني کند مستوجب آتش و دوزخ است.
يا علي! قسم به آن کسي که مرا به نبوت مبعوث کرد و مرا بر تمام مردم برگزيد اگر بنده اي از بندگان خدا هزار سال عبادت حق تعالي را کرد از او پذيرفته نميشود مگر اين که همراه با ولايت تو و ولايت امامان از فرزندان تو باشد. و ولايت تو هم پذيرفته نميشود مگر اين که همراه با برائت و بيزاري از دشمنان تو و دشمنان امامان از فرزندان تو باشد.
و جبرائيل مرا به اين امر خبر داده است: "هر کس مي خواهد ايمان بياورد و هر کس مي خواهد کفر ورزد" (کهف/29)
(بحارالانوار ج27ص63ح22)
--> ابوحمزه ثمالي گويد امام محمد باقر عليه السلام فرمودند: اي اباحمزه ! همانا کسي (واقعا) بندگي خدا را مي کند که شناخت به او داشته باشد. واما کسي که شناخت به او ندارد مانند کسي است که عبادت و بندگي غير او را مي کند اين چنين که مخالفين را در گمراهي مي بيني.
ابوحمزه مي گويد عرض کردم: خدا امور شما را اصلاح فرمايد معرفت و شناخت خدا چيست ؟ حضرت فرمودند: شناخت خدا و معرفت به او چنين است که در پيروي از اميرمومنان علي عليه السلام و اقتدا به او و پيشوايان هدايت(امامان) بعد از او، و برائت و بيزاري از دشمنان ايشان به سوي خدا، تاييد و تصديق خدا و رسول ص را بکند.
ابوحمزه مي گويد: عرض کردم خدا امور شما را اصلاح فرمايد چه عملي را انجام دهم تا حقيقت ايمان را در خود کامل کنم؟
حضرت فرمودند: دوستي کن با دوستان خدا و دشمني کن با دشمنان خدا و با راستگويان باش همانطور که خدا تو را امر فرمود. (کونوا مع الصادقين)
ابوحمزه گويد عرض کردم: دوستان چه کساني هستند؟ حضرت فرمودند: دوستان خدا حضرت محمد رسول خدا ص و علي و حسن و حسين و علي بن حسين عليهم السلام پس امر منتهي به ما ميشود و سپس به سوي فرزندشان جعفر عليه السلام اشاره نمود و فرمودند: پس هر کس که دوست بدارد ايشان را همانا دوستدار دوستان خداست و با راستگويان است. همانطور که خدا به او فرمان داده است.
ابوحمزه گويد: عرض کردم خدا امور شما را اصلاح فرمايد، دشمنان خدا چه کساني هستند؟ حضرت فرمود: چهار بت هستند. عرض کردم: چه کساني هستند؟ فرمودند: ابوالفصيل و رمع و نعثل و معاويه (ابوبکر و عمر و عثمان و معاويه) و هر کس که متديّن به دين آنها باشد. پس هر کس که با آنان دشمني کند همانا با دشمنان خدا دشمني کرده است.
(بحارالانوار ج27ص57ح16)
--> امام صادق عليه السلام فرمودند: پدرم عليه السلام برايم روايت فرمود از پدرش عليه السلام و او از جدش رسول خدا صلي الله عليه و اله که فرمودند: هر کس ناتوان است از ياري کردن ما اهل بيت ع پس در تنهايي و خلوت لعن کند دشمنان ما را. که در آن صورت ملائکه او را مساعدت کرده و کسي را که او لعنت کرده لعنت مي کنند. و براي او ستايش و دعا مي کنند و مي گويند: خدايا درود بفرست بر اين بنده ات که آنچه را که در توانش بود تقديم کرد و اگر بيش از اين هم مي توانست انجام مي داد. پس از جانب حق تعالي ندا مي رسد که: اجابت کردم دعاي شما را وصداي شما را شنيدم. و درود فرستادم به روح آن عبد در بين ارواح و او را از برگزيدگان و نيکان قرار دادم.
(تفسير امام حسن عسکري عليه السلام ص47رقم21 – مستدرک الوسائل ج4ص410رقم3 – بحارالانوار ج27ص223ح11)
--> امام صادق عليه السلام فرمودند: دوستي اولياي پروردگار واجب و بيزاري جستن از دشمنان اولياي خدا نيز واجب است. بيزاري از کساني که به آل پيامبر ص ظلم نمودند و نسبت به آنان پرده دري کردند. فدک را از حضرت فاطمه سلام الله عليها گرفتند و او را از ارث محروم داشتند و حقوق او و همسرش را غصب نمودند. و براي آتش زدن خانه حضرت فاطمه سلام الله عليها همت گماردند و ظلم به آنها را پايه ريزي کردند و سنت رسول الله ص را تغيير دادند واجب است. همچنين واجب است بيزاري جستن از ناکثين و قاسطين و مارقين و نيز بيزاري از تمامي انصاب و ازلام و پيشوايان گمراهي و رهبران ظلم از ابتدا تا انتهايشان. و نيز واجب است بيزاري از شقي ترين اولين و شقي ترين آخرين، پي کننده شتر ثمود و قاتل اميرالمومنين عليه السلام و نيز واجب است بيزاري از تمامي قاتلان اهل بيت عليهم السلام.
(خصال شيخ صدوق ج2ص607 – بحارالانوار ج27ص52ح3)
براي آشنايي بيشتر با آيات تبري به بخش مقالات، قسمت مقالات برائت درسایت(جامع معرفی دشمنان اهل بیت)مراجعه فرماييد. www.shiatube.com
يا علي يا علي يا علی
اللهم العن الجبت و الطاغوت
اللهم عجل لولیک الفرج
«باء»روشنی الهی«سین»رفعت الهی و«میم» ملک خداوندی است.پرسیدند:«الله چه طور؟»فرمودند:«الف نعمت ولایت ماست که خداوندبربندگانش داده است؛و«لام »ملزم ساختن خلقش برولایت مامی باشد.پرسیدند:«هاء»چه طور؟فرمودند:خواری است برکسی که با محمد وخاندان او(صلی الله علیه وآله )مخالفت کند.پرسیدند«الرحمان»فرمودند:رحمت برهمه جهان،گفتند«الرحیم»فرمودندویژه مومنان است.
التوحید-محمدبن علی بن بابویه(شیخ صدوق)-صفحه345
اللهم عجل لولیک الفرج
السلام علیک یاربیع الانام
بی قرار توام ودر دل تنگم گله هاست
آه بی تاب شدن عادت کم حوصله هاست
مثل عکس رخ مهتاب که افتاده در آب
در دلم هستی وبین من وتو فاصله هاست !
طلاق عایشه و حفصه ![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
اذیت و آزار پیامبر اکرم ص توسط عایشه و حفصه
مخالفت عایشه با خدا و پیامبر اکرم ص
عایشه و حفصه از قتل امیرالمومنین علی بن ابیطالب شاد شدند
قتل هزاران نفر به سبب عایشه
آرزوی مرگ عایشه توسط حضرت رسول ص
فتنه اینجاست !!!
عایشه و تهمت شرکت پیامبر اکرم در مجلس غنا و رقص!!!
آیا میشود همسر پیامبر (عایشه و حفصه) خیانتکار و کافر باشد؟؟؟
ادامه مطلب
امام باقر(ع) به حنان بن سدیر درباره ی آن دو (عمر و ابوبکر) فرمودند:
همانا آن دو در حق ما ظلم کردند و ما را از سرمایه هایمان محروم نمودند و آن دو اول کسانی بودند که بر امور ما مسلط شدند و با شکست حرمت ما شکاف و شکستی در دین ایجاد کردند که تا قیام مهدی ما و تا هنگامی که سخنگوی ما سخن گوید بنا و جبران نمی شود... به خدا قسم هیچ مصیبت و اتقاقی علیه ما اهل بیت برپا نگشت مگر اینکه اول ِ آن، توسط آن دو پی ریزی و بنیان شد. پس بر آن دو نفرین خدا و ملائکه و همه ی مردم باد. {1}
باز امام باقر(ع) به کمیت، هنگامی که از حضرت درباره ی ابابکر و عمر پرسیده شد، فرمودند:
هیچ خونی (به ناحق) ریخته نشد و حکمی مخالف حکم خدا و رسول خدا(ص) و امیرمؤمنان(ع) داده نشد مگر اینکه به گردن آن دو نفر است!! {2}
و آخر اینکه هنگامی که ابوبکر و عمر علیهما اللعنة برای معذرت خواهی فریبانه (چون اگر حقیقت داشت خلافت را عرضه می کردند و یا فدک را پس می دادند) به خدمت حضرت زهرا(س) رسیدند و حضرت جواب سلام آنها را ندادند و در پایان به آنها فرمودند:
آیا شما از پدرم شنیدید که فرمود: فاطمة بضعة منی فمن آذاها فقد آذانی {3}، فاطمه پاره ی تن من است، هر که او را بیازارد مرا آزرده است.
آنها جواب دادند که شنیده ایم.
حضرت به آن دو فرمودند:
خدا را شاهد می گیرم و ملائکه را به این که شما دو نفر مرا به خشم آوردید و رضایت مرا به دست نیاوردید و اگر پیامبر(ص) را ملاقات نمایم هرآینه شکایت شما دو نفر را به وی خواهم کرد! {4}
اللهم لا تجعلنی من خصماء آل محمد علیهم السلام و لا تجعلنی من أعداء آل محمد علیهم السلام و لا تجعلنی من أهل الحَنق و الغیظ علی آل محمد علیهم السلام فانی أعوذ بک من ذلک فأعذنی و أستجیر بک فأجرنی
......................................................................
{1} : کافی ج8/ ص245/ح340
{2} : رجال کشی/180
{3} : الزهرا علیها السلام/ج2/538 الامامة و السیاسة/14
{۴} : اعلام النساء/ج4/123
حضرت امام صادق عليه السلام از پدران بزرگوارش از حضرت رسول اکرم صلی الله عليه و آله و سلم روايت کنند که فرمود: خدای تبارک و تعالي (جلّ جلاله ربی) برای برادرم علی بن ابيطالب (عليه السلام) فضيلتهايي قرار داده که که آنها را جز خدا کسی نمی داند هر کس فضيلتی از فضائلش را ياد کند و به آن اقرار داشته باشد خدا گناه گذشته و آينده اش را می آمرزد اگر چه با گناهان جن و انس برابری کند و هر کس فضيلتی از فضائل علی بن ابيطالب (عليه السلام) را بنويسد هميشه تا آن نوشته رسمی باقی باشد فرشتگان برايش استغفار می کنند و هر کس به فضيلتی از فضائل او نگاه کند خدا گناهانی را که با نگاه انجام داده است می آمرزد. سپس رسول خدا صلی الله عليه و آله و سلم فرمود: نگاه کردن به علی بن ابيطالب (عليه السلام) عبادت است و ياد او عبادت است و ايمان هيچ بنده ای جز با ولايت او و برائت از دشمنان او پذيرفته نگردد.
مدرک : ينابيع الحکمه فصل سوم باب سيزدهم قضايای امام علی عليه السلام در زمان پيامبر اکرم صلی الله عليه و آله و سلم – بحار الانوار علامه مجلسی جلد 38 صفحه 196 - الامالی شيخ صدوق صفحه 84 – کشف الغمه صفحه 32 – کشف الحق صفحه 108
قرآن سخن پيامبران گذشته را كه نقل مىكند مىگويد همگان گفتند:
«ما از مردم مزدى نمىخواهيم، تنها اجر ما بر خداست».
اما به پيغمبر خاتم خطاب مىكند:
قل لا اسالكم عليه اجرا الا المودة فى القربى (1) .
بگو از شما مزدى را درخواست نمىكنم مگر دوستى خويشاوندان نزديكم.
اينجا جاى سؤال است كه چرا ساير پيامبران هيچ اجرى را مطالبه نكردند و نبى اكرم براى رسالتش مطالبه مزد كرد،دوستى خويشاوندان نزديكش را به عنوان پاداش رسالت از مردم خواست؟
قرآن خود به اين سؤال جواب مىدهد:
قل ما سالتكم من اجر فهو لكم ان اجرى الا على الله (2) .بگو مزدى را كه درخواست كردم چيزى است كه سودش عايد خود شماست.مزد من جز بر خدا نيست.
يعنى آنچه را من به عنوان مزد خواستم عايد شما مىگردد نه عايد من.اين دوستى كمندى استبراى تكامل و اصلاح خودتان.اين اسمش مزد است و الا در حقيقتخير ديگرى است كه به شما پيشنهاد مىكنم،از اين نظر كه اهل البيت و خويشان پيغمبر مردمى هستند كه گرد آلودگى نروند و دامنى پاك و پاكيزه دارند(حجور طابت و طهرت)،محبت و شيفتگى آنان جز اطاعت از حق و پيروى از فضايل نتيجهاى نبخشد و دوستى آنان است كه همچون اكسير،قلب ماهيت مىكند و كامل ساز است.
مراد از«قربى»هر كه باشد مسلما از برجستهترين مصاديق آن على عليه السلام است.فخر رازى مىگويد:
«زمخشرى در كشاف روايت كرده:«چون اين آيه نازل گشت،گفتند:يا رسول الله!خويشاوندانى كه بر ما محبتشان واجب است كيانند؟فرمود:على و فاطمه و پسران آنان».
از اين روايت ثابت مىگردد كه اين چهار نفر«قرباى»پيغمبرند و بايست از احترام و دوستى مردم برخوردار باشند،و بر اين مطلب از چند جهت مىتوان استدلال كرد:
1.آيه الا المودة فى القربى .
2.بدون شك پيغمبر فاطمه را بسيار دوست مىداشت و مىفرمود:«فاطمه پاره تن من است.بيازارد مرا هر چه او را بيازارد»و نيز على و حسنين را دوست مىداشت،همچنانكه روايات بسيار و متواتر در اين باب رسيده است.پس دوستى آنان بر همه امت واجب است (3)
پىنوشتها
1- شورى/23.
2- سبا/47.
3- محبت پيغمبر نسبتبه آنان جنبه شخصى ندارد،يعنى تنها بدين جهت نيست كه مثلا فرزند يا فرزندزاده او هستند،و اگر كسى ديگر هم به جاى آنها مىبود پيغمبر آنها را دوست مىداشت.پيغمبر از آن جهت آنها را دوست مىداشت كه آنها فرد نمونه بودند و خدا آنها را دوست مىداشت و الا پيغمبر اكرم فرزندان ديگرى هم دوست مىداشت كه آنها فرد نمونه بودند و خدا آنها را دوست مىداشت و الا پيغمبر اكرم فرزندان ديگرى هم داشت كه نه او با آنها به اين شكل محبت داشت و نه امت چنين وظيفهاى داشتند.
4- اعراف/158.
5- احزاب/21.
6- التفسير الكبير فخر رازى،ج27/ص166،چاپ مصر
نوشته ی فاروق اعظم
روی پیشانی بختم خط به خط چین دیده ام
بسکه خود را در دل آیینه غمگین دیده ام
مو سپیدم مو سپیدم موسپیدم مو سپید
گرگ باران دیده هستم، برف سنگین دیده ام
آه یک چشمم زلیخا آن یکی یعقوب شد
حال یوسف را ببینم با کدامین دیده ام؟
آشنا هستی به چشمم صبر کن، قدری بخند
یادم آمد، من تورا روز نخستین دیده ام
بیستون دیشب به چشمم جاده ای هموار بود
ابن سیرین را خبر کن، خواب شیرین دیده ام.
سالمان باصوت حول حولناتحویل شد
بازهم برمابه خاک افتادگان درگهت
صبح غمگینی بدون حضرتت تحمیل شد
حضرت امام موسي كاظم (ع) فرمود: خوشا به حال آن دسته از شيعيان ما كه در غيبت قائم ما به دوستي ما چنگ مي زنند و بر محبت ما ثابت مي مانند و از دشمنان ما بيزاري مي جويند. آنها از ما و ما از آنها هستيم. آنها به ما به عنوان امامانشان د لبسته اند و ما نيز از آنها خشنود مي باشيم. خوشا به حال آنان! به خدا قسم، آنان روز قيامت در درجه ما خواهند بود.
(بحارالانوار. ج 51، ص 154، ح 4، به نقل از كمال الدين و عيون اخبارالرضا)
دل ماازاول ثباتی نداشت! توحق داری امروزوفرداکنی!!
هنوزدراندوه فقدان پدربودی که بارامامت بردوشت افکنده شد،ماچه خوشبخت بودیم که مهربانی چون تودست ولایت برسینه مان نهادومهرغدیربرپیشانیمان زد.ازآن روزماریزه خورخوان کرمت گشتبم که«بیمنه رزق الوری..»ازآن روزبود!بیادم دارم ازهمان روزبودکه هرچه خیرت برمانازل شد،تنهاگناهانمان سویت آمد«خیرک الینانازل وشرناالیک صاعد...»ازآن روزمافرزندان ناخلفت گشتیم که چشم به استغفارازلبان پدردوخته اند!!«یاابانااستغفرلنا».
ازمابجزبدی که ندیدی ببخشمان ازدست ماچه ها که کشیدی ببخشمان!
درخیالمان درآرزوی توبودیم واین آرزودرخیال ماند!!!چراکه جهالت نگذاشت بفهمیم که توهماره هستی!
درپناه سایه ی امن امامت غرق نعمت بودیم که غیبت صغری شروع شد!قرارمان این شدکه بفهمیم دوری ازامام سخت است ونیافتنش گمراهی آشکار!
دراین شب سیاهم گم گشت راه مقصود ازگوشه ای برون آی ای کوکب هدایت
ضلالتمان رانفهمیدیم هیچ.....انگاربدوریت عادت کرده ایم!!!
قیصر امین پور
صبح بى تو رنگ بعد از ظهر يك آدينه دارد
بى تو حتى مهربانى حالتى از كينه دارد
بى تو مى گويند تعطيل است كار عشقبازى
عشق اما كى خبر از شنبه و آدينه دارد
جغد بر ويرانه مى خواند به انكار تو اما
خاك اين ويرانه ها بويى از آن گنجينه دارد
خواستم از رنجش دورى بگويم يادم آمد
عشق با آزار خويشاوندى ديرينه دارد
در هواى عاشقان پر مى كشد با بى قرارى
آن كبوتر چاهى زخمى كه او در سينه دارد
ناگهان قفل بزرگ تيرگى را مى گشايد
آن كه در دستش كليد شهر پر آيينه دارد
مستي نه از پياله نه از خم شروع شد
از جادة سهشنبه شب قم شروع شد
آيينه خيره شد به من و من به آيينه
آن قدر خيره شد كه تبسم شروع شد
خورشيد ذرهبين به تماشاي من گرفت
آنگاه آتش از دل هيزم شروع شد
وقتي نسيم آه من از شيشهها گذشت
بيتابي مزارع گندم شروع شد
موج عذاب يا شب گرداب؟! هيچ يك
دريا دلش گرفت و تلاطم شروع شد
از فال دست خود چه بگويم كه ماجرا
از ربناي ركعت دوم شروع شد
در سجده توبه كردم و پايان گرفت كار
تا گفتم السلام عليكم ... شروع شد
| " دوازده "
من حقّم است هشت گرفتم چرا که من با چند نمره باشد اگر رد نمی شوی بی تو تمامِ اهل قیامت رفوزه اند 000 ثانیه های کـُند توسل می آورند حالا که ساعت تو و چشم خدا یکی است امروز اگر نشد ولی یکروز می شود |
|
علي اكبر لطيفيان |
وبذکرمولاناصاحب الزمان(عج)
پایان ماه صفر،ماه غم واندوه اهل بیت(ع)برحضرت رسول اکرم(صلی الله علیه وآله وسلم)وفرزندان بزرگوارش وحجت موعود(عج)تبریک وتهنیت باد!
به امیدروزظهورش!
ان شاءالله
که انگارمن اشتباه کرده ام!!!
آن قدرمطمئن ایستاده که من می شکنم!
نه بخاطرحرفهای گفته!...نه؟؟....
این گونه بی شرم بسکوتم می تازد!!!
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب
:: آخرين روز حيات پيامبر وابعاد حرمت شكنى ها(*) ::
ادامه مطلب
بسم الله الرحمن الرحيم
اندوه حضرت فاطمه(سلام الله عليها) درفراق پدر
در فراق پدر
گريه شب و روز حضرت فاطمه زهرا( سلام الله عليها ) و پيشنهاد مردم مدينه
اذان بلال حبشي وفرياد گريه حضرت فاطمه زهرا(سلام الله عليها)
ادامه مطلب

